شماره ۵
داوود دلیر، داوود خردمند!
سلام!
این شماره پنجم خبرنامه پرسه است. تو این شماره میخوام دعوتتون کنم تا یه اثر هنری خیلی بزرگ رو یهبار دیگه ببینید. مجسمهی داوود اثر میکلانژ.
در برابر شاهکارها و آثار هنری بزرگ گاهی از خودمون میپرسیم که چرا این اثر باید انقدر برجسته و معروف باشه؟ فرق مجسمهی داوود میکلانژ با مجسمههایی که تو مهرشهر کرج ميبینیم چیه؟
آیا فرق اینا فقط تو مهارت تکنیکیه؟ چی باعث میشه که داوود میکلانژ بعد از چندین قرن هنوز هم جزو شاهکارهای تاریخ هنر حساب بشه؟
یه بخشی از اهمیت مجسمهی داوود قطعاً مال ظرافتیه که در ساختنش به کار رفته؛ یعنی مال مهارت میکلانژ. مثلاً به دستهای داوود نگاه کنید. یه دست کنار بدن آویزونه و دست دیگه به سمت شونه بالا رفته. نگاه کنید که رگهای دوتا دست چقدر باهم فرق دارن. دستی که به سمت پایینه خون بیشتری درش جریان داره و رگهاش بیشتر ورم کرده.
یا یه نکتهی ظریف دیگه اینه که دستای داوود، مخصوصاً همین دستی که کنار بدن آویزونه از حالت طبیعی درازتره؛ یعنی انگار نسبتهای واقعی تو بدن مجسمه رعایت نشده. دلیلش هم اینه که میکلانژ این مجسمه رو برای جایی ساخته که قرار بوده تو ارتفاع قرار بگیره و مردم قرار بوده از پایین بهش نگاه کنن. و میدونسته که ترکیب پرسپکتیو و نور و سایه روی چیزی که میبینن اثر میذاره. برای همین دستای داوود رو درازتر ساخته.
شبیه همین دقت رو تو مجسمههای دیگهی میکلانژ هم میبینیم. مثلاً مجسمهی موسی رو نگاه کنید. از روبرو چنین چیزیه. یه چهرهی خنثی.
قضیه وقتی جالب میشه که این مجسمه رو از جایی که مردم قرار بوده ببینند ما هم ببینیم یعنی از پایین. اون وقت حالت چشم و ابروی موسی کاملاً عوض میشه. دیگه یه چهرهی خنثی نیست و اتفاقاً خیلی هم غصبناکه. اینطوری میشه فهمید چرا میکلانژ اینطوری صورت موسی رو طراحی کرده.
همین دقت و ظرافت رو تو طراحی مجسمهی داوود هم میبینیم. خب پس یه قسمت از اهمیت مجسمهی داوود مال تکنیکه. مال ظرافت و دقت و مهارتیه که میکلانژ تو ساختنش به کار برده. اینم بگم که هرچقد به جزئیات ساخت این مجسمه دقت کنیم باز چیزای جالبی پیدا میکنیم. مثلاً اینکه اصلاً چرا داوود اونطوری وایساده و وزنش رو روی یه پا انداخته؟ یه بخشی از دلیلش اینه که اون قطعه سنگی که به میکلانژ دادن تا مجسمه رو بسازه قبلاً قرار بوده چیز دیگهای باهاش بسازن و درست وسطش یه سوراخ درست کرده بودن. میکلانژ هم برای اینکه اون سوراخ رو دور بزنه پاهای داوود رو اون طوری طراحی میکنه.
اما به غیر از این جزئیات تکنیکی چیزهای خیلی مهم دیگهای هم هست که باعث میشه داوود انقدر مجسمهی ارزشمندی بشه تو تاریخ هنر.
ماجرای داوود چیه؟ داوود از پیغمبرهای قوم بنیاسرائیله که تو جوونیاش در یک جنگ مهمی خودش رو نشون میده. تو یه جنگ پهلوان بزرگ طرف مقابل به اسم جالوت همه رو ترسونده. داوود اما یه بچهس. نوجوونه. میره جلو و با یه فلاخن یا سنگانداز، یه سنگ میندازه طرف جالوت که درست میخوره وسط پیشونیش و جالوت میفته و میمیره. از همینجا هم ماجرای داوود و جالوت به عنوان سمبل وضعیتهایی شناخته میشه که یه نیروی ضعیفی میتونه حریف بزرگ و قدرتمندی رو شکست بده. (مثلاً کتاب داوود و جالوت که مالکوم گلدول نوشته موضوعش همینه که چی میشه یه وقتایی یه نیروی کوچیک و ضعیف میتونه حریف قدرتمندی رو شکست بده)
قبل از میکلانژ هم کسای دیگهای قصهی داوود و جالوت رو کشیده و ساخته بودن.
یا این یکی
تقریباً همهی کسایی که تا قبل از میکلانژ داستان داوود و جالوت رو کشیدن اون لحظهی حساس نبرد یا لحظهی پیروزی رو کشیدن. اما میکلانژ یه لحظه عقبتر رفته. داوود رو داره توی اون لحظهای نشون میده که فلاخن رو روی شونه انداخته داره با دقت و تمرکز نگاه ميکنه (به رگهای گردنش دقت کنین) و داره فکر میکنه. داوود داره فکر میکنه. این نکتهی کلیدیه.
میکلانژ جزو استادای بزرگ عصر رنسانسه؛ یعنی همون موقعی که نگاه آدما داره به دنیا عوض میشه. کمکم ایدههای تازهای داره جلو میاد. اهمیت فکر کردن و قدرت عقل انسان داره بیشتر خودش رو نشون میده. برای همین هم هست که داوود دیگه قهرمان داستان کتاب مقدس نیست. داوود انگار نماد دنیای تازهس.
یه نکتهی حاشیهای هم بگم. شخصیت و داستان داوود جزو داستانای مذهبی قوم یهوده اما میبینیم که داوود میکلانژ ختنه نشده. اینجا هم میکلانژ انگار داره اشاره میکنه که این داوود همون داوود قدیمی نیست. این یه داوود تازهس.
وقتی اینطوری به مجسمهی داوود نگاه میکنیم شاید بهتر بتونیم اهمیتش رو درک کنیم. مساله فقط این نیست که میکلانژ از دل یک تیکه سنگ یه مجسمهای با ارتفاع بیشتر از ۵ متر و وزن ۶ تن رو با چنین ظرافتی ساخته. بخشی از اهمیت داوود مال نگاهیه که میکلانژ به داوود داشته. مال تصویر تازهای که از یه قصهی قدیمی به ما نشون میده. انگار یه داستان قدیمی رو طوری تعریف میکنه که کلی حرفهای تازه توشه. اینطوری اگر به یه اثر هنری نگاه کنیم خیلی چیزهای بیشتری برای لذت بردن ازش پیدا میکنیم.
این شماره از خبرنامه رو بر اساس یه ویدیو از کانال یوتیوب Great Art Explained نوشتم و راستش کلاً این رو نوشتم تا کانال یوتیوب رو بهتون معرفی کنم. هرکدوم از ویدیوهای این کانال یه اثر هنری مهم رو بررسی میکنه. هم دربارهی خود اون اثر میگه و هم دربارهی محیطی که توش ساخته شده و به اون اثر معنی میده.
اطلاعاتی که میده معمولاً دقیقه و حسابی دربارهشون تحقیق شده. دیدن ویدیوهای این کانال احتمالاً میتونه باعث بشه کمی وسوسه بشیم و بریم سراغ دنیای هنر. اگه حواسمون نباشه خیلی زود و راحت ممکنه از هنر دور بشیم و لذتهای بزرگی رو از دست بدیم.
این شماره ۵ خبرنامه پرسه بود. اگه فکر میکنید چنین خبرنامهای برای دوستاتون ممکنه جالبه باشه، براشون بفرستید تا بخونن و بتونن مشترک بشن.
تا شماره بعدی خدافظی!
عباس









مثل همیشه عالی بود! مسیرش رو دوست داشتم. یکم آشنا، یکم جدید؛ و در نهایت یک پیشنهاد. مرسی عباس جان
درود بر خبرنامه پرسه
مقاله خیلی خوب و خوندنی بود. نکته های جالب و دیدنی در این مقاله بهش اشاره کردید 👌👏
داشتم به این فکر میکردم که اگه از میکلآنژ می خواستند که این مجسمه رو روی زمین قرار هست بزارن تا مردم هم از روبرو ببینند به چه شکلی در می اومد.
مجسمه های مهر شهر کرج هم شانس با مجسمه ها یار بوده که در ارتفاع بالا و به دور از دسترس قرار گرفتن و گرنه مثل مجسمه بعضی پارک ها که شب از کنارش رد شدی و بودن و صبح بلند میشی میبینی که نیستن
آقای سیدین عزیز برای تمام زحماتی که کشیدید ممنونم 🤗🙏🍀🌱