شماره ۱: استیون، ورنر و سیاوش
سلام!
این شماره اول از خبرنامه پرسه است. هر ماه و در هر شماره از این خبرنامه من چند تا پیشنهاد براتون دارم و مقاله، کتاب، پادکست، فیلم، موسیقی یا ویدیویی که برای من جالب بوده رو بهتون معرفی میکنم.
همچنان روسیه و پوتین
پروندهی پنج قسمتی «ظهور تزار نو» در اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۱ منتشر شد (اینستاگرام پرسه). در راستای موضوع پوتین و روسیه اپیزود ۲۸۹ از پادکست لِکس فریدمن رو ببینید یا بشنوید . مهمون این اپیزود استیون کاتکین نویسنده و مورخ تاریخ روسیه و شورویه و من مدتیه دارم دنبالش میکنم. بعداً باز از کاتکین بیشتر میگم. اما ماجرای الان:
داستان از این قراره که قبلتر اولیور استون فیلمساز مهمون همین پادکست لکس فریدمن بود. (ببینید /بشنوید) اونجا در بخشی از حرفهاش گفته بود که حملهی روسیه به اوکراین به دلیل گسترش ناتوه؛ استدلالی که بعضیهای دیگه هم مطرح کردند و میکنند. در این اپیزود ۲۸۹ آقای کاتکین به حرفهای اولیور استون جواب میده. چند تا استدلال هم در رد حرفهای استون مطرح میکنه اما حرف مهمش اینه که:
بعد از فروپاشی شوروی اروپا و آمریکا تقریباً هرکاری که میشد کردن تا روسیه رو در مناسبات سیاسی و اقتصادی جهانی جا بدن و کمکش کنن تا هم اعتبار و جایگاهش رو بهدست بیاره و هم توسعه پیدا کنه.
اما این رفتار روسیه، این تلاش برای مقابله با غرب حرف امروز و دیروز نیست. از زمان حکومت تزارها در روسیه این رفتار رو میبینیم. اون موقع به دلایل ناسیوناسیتی بود؛ تو دورهی شوروی همین رفتار در قالب ایدئولوژی مارکسیسم-لنینیسم انجام میشد و حالا هم باز به بهانهی ناسیونالیسم و جنگ با غرب. زمان تزار که ناتو نبود. اون موقع پس چرا روسیه عین همین رفتار رو میکرد.
خلاصه اینکه وقتی رفتاری ریشهی تاریخی داره و مثل یک الگو هی تکرار میشه نمیشه و نباید این الگو رو نادیده گرفت و تقصیر رو گردن گسترش ناتو انداخت. شما اگه دلت از غرب و مخصوصاً آمریکا پره دنبال بهانههای دیگهای باش.
«از راه یخ رفتن» منتشر شده!
اگر اپیزود «خلسه حقیقت در سینمای ورنر هرتزوگ» پرسه رو شنیده باشید (کستباکس/ اپل پادکست) میدونید که من چقدر دنیای ورنر هرتزوگ فیلمساز آلمانی رو دوست دارم.
حالا کتاب Of Walking in Ice با ترجمهی خشایار قشقایی توسط نشر خوانه (اینستاگرام/ وبسایت) منتشر شده.
این متن رو هرتزوگ اصلاً به قصد انتشار ننوشته بود. یک روزی در سال ۱۹۷۴ خبر میرسه که لوته آیزنر مورخ سینما مریضه و در حال احتضار. هرتزوگ جوان از علاقهای که به آیزنر داره با حالی خراب و شوریده راه میفته از مونیخ با پای پیاده بره تا پاریس به دیدن آیزنر. این یادداشتها نوعی تاملات و گزارش این سفر پیاده هستند که هرتزوگ همون روزها نوشته و بعدها منتشر کرده. خوندنش حس و حال غریبی داره. ممکنه کمی طول بکشه تا وارد دنیای هرتزوگ بشید اما وقتی وارد شدید حال جادوییش رو درک میکنید و شاید منظور خود هرتزوگ از خلسهی حقیقت رو بهتر بشه فهید. مینویسه:
«پتوی تخت نمایشگاهیام را بیمعطلی روی گوشهایم کشیدم وقتی که دیدم آن بیرون باران چه بیامان میبارد. ای داد که باز هم باران؟ یعنی میشود خورشید، پشتبند هم، هر جنگی را ببازد؟ نشد راه بیفتم پیش از هشت؛ به راه هم که افتادم، هیچچیز نشده، دلسردِ دلسرد بودم، از همان کله سحری. بارانی بیرحم و نمِ هوا و عمیقترینِ سوتوکوریها سرزمین را پریشان کرده بود. تپهها، مرتعها، مرداب و غم دسامبری.»
و در آخر پیشنهاد یک آلبوم موسیقی که مدتیه مدام دارم میشنومش.
آلبوم ایراء به نوازندگی تار سیاوش ایمانی که چهاردهمین آلبوم از مجموعهی احوالات شخصیه که نشر خانهی هنر خرد منتشر میکنه. معرفی این آلبوم تکنوازی تار رو در نویز بخونید و لحظاتیش رو بشنوید. (لینک خرید از بیپتیونز).
من کاملاً در جریان تحولات و آثار موسیقایی این روزها و سالها نیستم، اما واقعاً مدتها بود چنین تکنوازی تاری نشنیده بودم. هم اصیل و هم شخصی؛ و خلاصه خیلی دلچسب.
خبر از پرسه
به زودی یک اپیزود ویژه در پادکست پرسه منتشر میکنم. این اپیزود یک مهمون داره و اولین گفتگوی من در پادکست پرسه است. مهمون هیجانانگیزی که در این عکس میبینید!
خب اینم از اولین شمارهی خبرنامهی پرسه! اگر چنین محتوایی رو ميپسندید یا فکر میکنید دوروبرتون کسی ممکنه بپسنده این خبرنامه رو براش بفرستین.
خدافظی!
عباس





چه جالب بود، بعد مدتها حس خوب خوندن یه مجله فارسی رو تجربه کردم. من رو برد تو فضای مدرسه
خبر نامه ام با صدای خودتون تو ذهن خوندِ میشه